تبليغاتX
شیمی آزمایشگاهی
خانهایمیلآرشیوRss
Search

ماری کوری  

موضوع: با شیمیدان ها شنبه بیست و هشتم دی 1387 12:5

 

ماری کوری

ماری کوری


شکفتن استعداد
               
روزی در یکی از جلسات سخنرانی یکی از اساتید بزرگ ریاضیات ، دختری جوان ، سخنان استاد را یادداشت می کرد. استاد در ضمن بیاناتش گفت: “من از دل ذره ، آفتاب بیرون می‌آورم.”

دختر جوان این سخن استاد را با مسرت پذیرفت و با خود چنین اندیشید: علم قدرتی دارد که حتی تصور آن برای ما لذت‌بخش است. دانشمندان بزرگ گفته‌اند که جهان ، همچون کتاب بزرگی است که در هر سطرش رازی نهفته دارد. مردم ، کلمات این کتاب را خوانده و متحیر می‌شوند، ولی دانشمندان با مطالعه آن ، پرده از راز طبیعت برمی‌دارند.


تاریخچه

دختر جوان ، اهل کشور لهستان بوده و ماری نام داشت. وی در شهر ورشو ، پایتخت لهستان در خانواده‌ای فقیر به دنیا آمد و در همان شهر ، تحصیلات دبیرستان خود را به اتمام رسانید. سپس با مشکلات اقتصادی زیادی در دانشگاه پاریس به تحصیل ادامه داد.وی اتاق کوچکی داشت و چون هزینه برق زیاد بود، شب‌ها به کتابخانه‌ای می‌رفت و تا دیر وقت در نور و گرمای کتابخانه به مطالعه می‌پرداخت.


پیوند علمی یا پیوندی ناگسستنی
ماری در سال چهارم دانشگاهش در پاریس با دانشمند جوانی به اسم “پیر کوری” آشنا شد. این آشنایی ، ریشه دار شدو این دو جوان شیفته علم را به هم پیوند داد. در سال ۱۸۹۵ این دو دانشمند ، پیوند زناشویی بستند و از آن پس ، ماری را ماری کوری نامیدند.


پایان نامه ماری کوری
ماری کوری برای اخذ گواهینامه پایان تحصیلاتش با راهنمایی همسرش بر روی عناصری که بعدها مواد رادیو اکتیو نام گرفتند، به تحقیق پرداخت. وی پایان نامه خود را با آزمایش درباره یگانه عنصر رادیو اکتیو شناخته شده آن زمان ، آغاز کرد . او در تحقیقاتش به این نتیجه رسید که پرتوزایی در سنگ معدنی اورانیوم از خود اورانیوم بیشتر است. بنابراین ، وجود عناصر ناشناخته با شدت تشعشعی بالا را در سنگ اورانیوم حدس زد.

حدس ماری پس از انجام آزمایشاتی به تحقق پیوست و او اسم آن عنصر را “رادیوم” گذاشت. به زودی معلوم شد که می‌توان رادیوم را در صنعت و پزشکی بکار گرفت. گروهی از مهندسان آمریکایی می‌خواستند تکنیک به دست آوردن رادیوم را از دانشمندان جوان بخرند، اما آنها با چشم پوشی از مسایل مالی ، روش به دست آوردن رادیوم را منتشر کردند.

ماری


صعود ماری کوری به قله دانش
در سال ۱۹۰۳، فرهنگستان علوم سوید به پیر کوری ، جایزه نوبل داد. اندکی بعد وی استاد دانشگاه پاریس شد و ماری کوری نیز ریاست آزمایشگاه فیزیک را در دانشگاه پاریس عهده دار شد. این دو دانشمند دو دختر داشتند. البته زمان زیادی نگذشت که پیر کوری در تصادفی کشته شد و ماری کوری به سوگ همسرش نشست.

بعد این حادثه ناگوار به پیشنهاد هیأت دانشگاه در جای همسرش به تدریس پرداخت و تا آن زمان هیچ زنی چنین رتبه علمی نداشت. ماری هنگام تدریس در دانشگاه ، تحقیقات خود را درباره رادیوم تکمیل کرد و در سال ۱۹۱۱ دومین جایزه نوبل از طرف فرهنگستان علوم سوید به وی عطا شد.

قاتل نامریی ماری کوری که بود؟
ماری کوری در سال ۱۹۳۴ در پاریس در گذشت. مرگ وی برای پزشکان حیرت انگیز بود که چه مرضی او را از پای درآورده بود؟ ماری چندین سال با رادیوم کار کرده و در معرض تشعشعات آن قرار گرفته بود. پزشکان بر این عقیده بودند که قاتل نامریی وی رادیوم بوده است.


ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی ماری کوری
زندگی این بانوی برجسته که دو جایزه نوبل گرفت، سرشار از امید و تلاش بود. وی ابتدای دوران جوانیش را با زندگی دشواری شروع کرد و در سایه سعی و تلاش به بزرگترین مقام علمی جهان رسید. هیچ گاه شهرت و مقام او را فریفته نکرد و با وجود مقام بلند علمی در خانه ، کدبانو و مادری مهربان بود. اینیشتین درباره او گفته است : “ماری کوری یکی از نام آورترین کسانی است که نام و آوازه او را نفریفت.”

منبع :  

 http://www.academist.ir/?p=95 

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

آنتوان لوران لاووازیه  

موضوع: با شیمیدان ها شنبه بیست و هشتم دی 1387 11:55

 

آنتوان لوران لاووازیه :

"آنتوان لوران لاووازیه" در 26 اوت 1743 در پاریس از پدر و مادری ثروتمند و مرفه زاده شد.

فراگیری علوم
او زیر نظر استادانی قابل ، نجوم ، گیاه شناسی ، شیمی و زمین شناسی را بخوبی فرا گرفت. پس از اتمام دوره حقوق ، بار دیگر به علوم گرایید و 3 سال بعد در آن هنگام که جوانی 25 ساله بود، به عضویت فرهنگستان سلطنتی علوم برگزیده شد.

بنیانگذار شیمی جدید
لاووازیه که در حقیقت بنیانگذار شیمی جدید محسوب می‌شود. تجربه و سنجش توام با نتیجه‌گیری صحیح را پایه و اساس این علم قرار داد. وی نخستین کسی بود که ترازو را جهت سنجش و تحقیق در فعل و انفعالات شیمیایی در آزمایشگاه وارد عمل کرد.

نظریه فلوژیستون
قبل از او دانشمندان شیمی در مورد سوختن ، عقیده عجیبی داشتند و آن را این طور تعریف می‌کردند که هر جسم سوختنی دارای ماده ای است نامرئی به نام فلوژیستون و چون جسم مشتعل شود، این ماده از آن خارج می‌شود. هر چه جسم بیشتر قابل اشتعال باشد مقدار بیشتری از این ماده را در بردارد و شعله همان فلوژیستیک است که از جسم متصاعد می‌گردد.

به موجب این نظریه ، قدما معتقد بودند که وقتی جسمی در هوا می‌سوزد، سبکتر می‌شود. زیرا ماده فلوژیستون آن خارج می‌گردد. این نظریه نادرست ، سراسر قرن 18 را به کلی مسموم ساخته بود و حتی دانشمندان بزرگ نیز بدان اعتقاد داشتند. چنانکه "پریستلی" هنگامی که گاز اکسیژن را برای نخستین بار تهیه نمود، آن را هوای بدون فلوژیستون نام نهاد.

آنتوان لوران لاووازیه

تلاش لاووازیه برای رد نظریه فلوژیستون
لاووازیه که شیمیدان برجسته‌ای برای همیشه است، امکان درک و شناخت عناصر گازی شکل را فراهم کرد. در دوران سلطه نظریه آتشزایی (نظریه ای که در بالا ذکر شد)، وسایل تجربی زیادی فراهم آمده بود که سبب دگرگونی‌های انقلابی در شیمی شدند. بیشترین اعتبار این تحولات مدیون زحمات لاووازیه است که درک درستی از اکسیژن را میسر کرد. "انگلس" نوشت: "لاووازیه می‌توانست نقطه مقابل و ضد فلوژیستون افسانه‌ای را در اکسیژنی که "پریستلی" بدست آورده بود، بیابد و در نتیجه قادر بود کل نظریه آتشزایی را از پا دراورد.

اما این کار نمی‌توانست نتایج تجربی حاصل از پذیرفتن آتشزاها را از بین ببرد. برعکس آن نظریات پا برجا بودند و فقط ترتیب بیانشان وارونه شده بود و از کلمه فلوژیستیک به عباراتی که اکنون در زبان شیمی اعتبار دارند، برگردانده شده بود و بنابراین اعتبارشان حفظ شده بود.

راه لاووازیه برای کشف اکسیژن خیلی مستقیم تر از راه دیگر هم عصرانش بود. در آغاز این دانشمند فرانسوی نیز گرایش به نظریه آتشزایی داشت. ولی هر چه بیشتر به نتایج می‌رسید، بیشتر از آن نظریه کناره می‌گرفت. در اول نوامبر سال 1772 شرح تجربیاتش در زمینه احتراق ترکیبات مختلف در هوا را به این ترتیب پایان بخشید که گفت: "وزن همه مواد و از جمله فلزات بر اثر احتراق و سوختن افزایش می‌یابد."

نظر به اینکه چنین واکنشها نیاز به مقدار زیادی هوا داشتند، لاووازیه نتیجه‌گیری دیگری هم کرد و گفت: هوا مخلوطی از گازهای با خواص گوناگون است که در حین سوختن مواد ، قسمتی از آن با ماده سوزنده ترکیب می‌شود. در آغاز لاووازیه این جزء از هوا را مشابه هوای ثابت "بلاک" تلقی کرد. ولی بزودی متوجه شد که آن قسمت از هوا که با مواد در هنگام سوختن ترکیب می‌شود، مناسبترین جزء هوا برای تنفس است.

به این ترتیب لاووازیه رو در روی اکسیژن قرار گرفت. ولی از اعلام کشف گاز جدید خودداری کرد چون می‌خواست چند تجربه تکمیلی انجام دهد.

معرفی اکسیژن
در اکتبر سال 1774 "پریستلی" کشف خود را به لاووازیه گزارش کرد و این گزارش مفهوم واقعی کشف لاووازیه را برای خودش روشن کرد. وی بلافاصله به تجربه با اکسید قرمز جیوه(که مناسبترین مولد اکسیژن) بود، پرداخت. در آوریل 1775 لاووازیه گزارشی تحت عنوان یادداشتی در باره طبیعت ماده ای که هنگام سوختن فلزات با آنها ترکیب می‌شود و سبب افزایش وزن تولید شده می‌شود، به آکادمی علوم فرانسه داد.

در واقع این کشف اکسیژن بود. لاووازیه نوشت که این نوع هوا را "پریستلی" و "شیل" و خودش تقریباٌ‌ بطور همزمان کشف کرده‌اند. ابتدا وی آن را مناسبترین هوا برای تنفس نامید. ولی بعد نامش را هوای زندگی بخش یا توانبخش گذاشت. به این ترتیب ملاحظه می‌شود که لاووازیه با درکی که از طبیعت اکسیژن کرده بود، تا چه اندازه بر همزمانانش پیشی گرفت.

علت نامگذاری اکسیژن
در مرحله بعدی دانشمند مزبور به این نتیجه رسید که مناسبترین هوا برای تنفس یکی از مواد بنیانی در ساخت اسیدهاست، یعنی مهمترین قسمت همه اسیدهاست. بعدها معلوم شد که این اعتقاد اشتباه بوده است(وقتی اسیدهای بدون اکسیژن هالوژنه تهیه شدند). ولی در سال 1779 لاووازیه اندیشید که این خاصیت را در نام گاز کشف شده بگنجاند و از آن پس ، این عنصر را اکسیژن نامید که از کلمه یونانی اسید ساز گرفته شده است.

حق اکتشاف اکسیژن با کسیت؟
"انگلس" نوشته است: "پریستلی" و "شیل" بدون اینکه بدانند دست روی اکسیژن گذاشته‌اند، آن را تهیه کردند و گر چه لاووازیه همان گونه که بعدها اعتراف کرده است اکسیژن را همزمان و مستقل از آن دو نفر تهیه نکرده بود، با توجه به این که آن دو نفر نمی‌دانستند چه چیزی را تهیه کرده اند لاووزایه را باید کاشف اکسیژن شناخت.

فعالیتهای سیاسی لاووازیه
از جمله خطراتی که که جان لاووازیه را به مخاطره انداخته بود و بیشتر جنبه سیاسی داشت، هنگام انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 یعنی در آن هنگام که انقلابیون زمام امور پاریس را در دست داشتند رخ داد. لاووازیه رساله معروفی در باب اقتصاد سیاسی موسوم به "ثروتهای زیرزمینی فرانسه" به رشته تحریر درآورد. این کتاب یکی از مهمترین کتبی است که در مبحث اقتصاد نوشته شده است.

مرگ لاووازیه
سرانجام آنتوان لاووازیه در سال 1794 در دادگاه انقلابی به ریاست "ژان باتیست کوفن هال" به جرم خیانت به ملت همراه چند تن دیگر تسلیم تیغه گیوتین شد، در حالیکه 51 سال داشت. پس از مرگ لاووازیه ، "لاگرانژ" گفت:

"تنها یک لحظه وقت آنان برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یکصد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد."

 

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

با شیمیدان ها 

موضوع: با شیمیدان ها پنجشنبه دوم آبان 1387 19:7

 

لینوس کارل پولینگ

این شیمیدان آمریکایی در فوریه سال 1901 در پرتلند یکی از شهرهای ایالت اورگون پا به جهان نهاد . لینوس تحصیلات ابتدایی خود را در شهرهای کاندون و پرتلند گذراند . در سن 11 سالگی به جمع آوری حشره ها می پرداخت و همین امر او را به حشره شناسی علاقه مند کرد . مطالعه ی یک کتاب در زمینه شیمی ، سرآغاز توجه او به شیمی شد و علاقه مندی او را به این علم برانگیخت . پس از آن برای خود در منزل یک آزمایشگاه دایر کرد . در سال 1917 از کالج دولتی ایالتی فارغ التحصیل شد و در سال 1922 مدرک منهدسی شیمی خود را دریافت کرد . در خلال سال های 1919 تا 1921 به عنوان معلم تمام وقت شیمی تجزیه در یک کالج دولتی تدریس می کرد . در همین سال ها بود که او با خواندن مقاله ای به بررسی ساختارهای مولکولی و ماهیت پیوندهای شیمیای علاقه مند شد . در سال 1925 ، موفق به کسب درجه ی دکتری شد و به عضویت انجمن فناوری کالیفرنیا در آمد . او که در همین سال با دانشمندان پر آوازه ای هم چون سامرفلد ، شرودینگر و بور همکاری داشت ، با تکیه بر اصول مکانیک کوانتومی ، فرضیه ی هیبرید شدن اوربیتال ها در اتم کربن را ارایه داد . پولینگ در سال 1939 ، نوشتن کتابی با نام « ماهیت پیوندهای شیمیایی » را به پایان رساند و سپس مقیاسی نسبی برای اندازه گیری الکترونگاتیوی عنصرها ارایه کرد .

از پولینگ در زمینه ی تعیین شعاع اتم ها ، تعیین ثابت دی الکتریک ، تعیین ساختار پروتیین ها و پادتن ها ، بررسی تغییر ساختار هموگلوبین ناشی از بیماری کم خونی ، ارایه ی نظریه پیوند ظرفیتی ، ارایه ی نظریه ی رزونانس و . . . نوشته های بسیاری به جا مانده است .

این دانشمند نوع دوست در دروان زندگی پژوهشی خود به پاس خدمات ارزنده اش ، بسیاری از جایزه ها و مدال ها و درجه های افتخاری را دریافت کرد که این میان می توان به جایزه ی نوبل شیمی سال 1954 و جایزه ی صلح نوبل سال 1962 اشاره کرد . پولینگ در سفری که در سال 1976 ( 1354 خورشیدی ) به ایران داشت ، در یک کنفرانس علمی در دانشگاه شیراز شرکت کرد و به سخنرانی پرداخت .

سرانجام ، این دانشمند پرتلاش و خستگی ناپذیر ، در سال 1994 در کالیفرینا دیده از جهان فروبست .

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

با شیمیدان ها 

موضوع: با شیمیدان ها پنجشنبه دوم آبان 1387 19:6

 

سرهمفری دیوی سرهمفری دیوی

این شیمیدان انگلیسی در سال 1778 در پنزانس زاده شد . پدرش هیزم شکن بود . دیوی کودکی علاقه ای به درس خواندن نداشت ، از این رو در سن 15 سالگی ترک تحصیل کرد . در 16 سالگی با از دست دادن پدرش ، به ناچار سرپرستی مادر و چهار فرزند دیگر خانواده را به عهده گرفت . نخستین بارقه علاقه مندی به شیمی در سن 19 سالگی در درون این شیمیدان شعله ور شد او را به کارهای لاووازیه علاقه مند کرد . در این هنگام بود که او متوجه شد جرقه ی ناشی از یک سنگ چخماق منجر به تولید نور وگرما می شود . پس از سه ماه ، نخستین مقاله ی دیوی در شیمی ، درباره گرما و نور نگاشته شد . در همین سال ، یعنی سال 1797 سرپرستی یک آزمایشگاه که در آن خواص دارویی گازها مورد بررسی قرار می گرفت ، به دیوی سپرده شد . دیوی نشان داد که گاز N2O گازی سمی نیست و تنها یکدارویی بی حس کننده و خنده آور است . هم چنین ، با تکیه بر دقت و کنجکاوی خود ، دست به نوعی نوآوری در زمینه ی ساخت یک چراغ بی خطر زد . این چراغ که از آن به لامپ دیوی یاد می شود ، در معدن ها کاربرد گسترده ای یافت و بی آن که در معدن های زغال سنگ – که سرشار از گازهای آتش گیر است – خطری بیافریند از سوی کارگران مورد استفاده قرار می گرفت .

نخستین مقاله ای دیوی که در سال 1799 به چاپ رسید مورد انتقاد شدید قرار گرفت . دیوی در پی این واقعه دریافت که باید پایه های نظریه های دیدگاهای خودرا با تجربه همراه و مجهز کند . در همین سال ، حاصل بررسی های خود را در کتابی به نام « پژوهش هایی روی فلسفه ی شیمیایی » گردآوری کرد .

دیوی ، در 23 سالگی به انجمن سلطنتی شیمی پیوست . در سال 1807 در پی بررسی هایی روی جریان الکتریسته از راه آبکافت موفق شد از سود و پتاس ، به ترتیب فلزهای سدیم و پتاسیم را تهیه کند . سال بعد ، از آبکافت ملقمه ی آهک و منیزیم را بدست آورد و باریم و استرانسیم را نیز از سنگ معدن باریت (BaSO4) و سلستیت (SrCO3 ) تهیه کرد .

دیوی کسی است که از واکنش پتاسیم کاربید با آب استیلن را تهیه کرد و به اثر پلاتین به عنوان کاتالیزگر در برخی واکنش های شیمیایی پی برد . او در سال 1824 ، روش حفاظت کاتدی را برای محافظت از بدنه ی کشتی ها در برابر پوسیدگی به کشتیرانی انگلیس پیشنهاد کرد .

این دانشمند برجسته و پرتلاش در سال 1811 بر اثر تماس طولانی با گازهای شیمیایی و مسمومیت های ناشی از آن ها فلج شد . سال بعد بر اثر انفجار نیتروژن تری کلرید ، (NCL3 ) ، دچار آسیب هایی از ناحیه ی چشم شد و سرانجام در سن 51 سالگی در سال 1829 چشم از جهان فروبست .

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

با شیمیدان ها 

موضوع: با شیمیدان ها چهارشنبه یکم آبان 1387 18:54

 

اروین شرودینگر

بزرگترین بنیان گذار فیزیک اتمی در 12 آگوست سال 1887 در وین پایتخت اتریش دیده به جهان گشود . دامنه ی علاقه مندی  او بسیار گسترده بود . چنان که پس از پایان تحصیلاتش در رشته ی شیمی کسب درجه ی دکتری در سال 1910 ، بر آن شد که همه ی زندگیش را به نقاشی ، به سبک ایتالیایی بپردازد اما پس از مدتی به گیاه شناسی علاقمند شد و نتیجه ی بررسی های خود در این زمینه را ، به صورت مجموعه ای با عنوان « تکامل نسل گیاهان » به چاپ رساند . از سوی دیگر ، به زبان مادریش ، آلمانی ، علاقه ای فراوان نشان داد و شعر و ادبیات کهن آلمان را ستایش می کرد . به هر حال در دروان تحصیل ، در رشته ی شیمی ، دید گاه های بولتزمن روی او اثر ژرف نهاد . از آنجا که از به خاطر سپردن مفاهیم بیزار بود ، در خلال سال هایی که در دانشگاه وین به کار مشغول بود ، به هدایت پروژه های کاربردی و علمی پرداخت تا یادگیریش ، تنها متکی به حفظ کردن مفاهیم نباشد . با آغاز جنگ جهانی اول به جبهه های جنگ شتافت و مدتی به عنوان افسر توپخانه به خدمت مشغول شد .

در سال 1920 در پی پیشنهاد های بسیار ، تدریس زوریخ را پذیرفت و 6 سال را در این دانشگاه سپری کرد . در این سال ها ، مقاله ای در زمینه گرمای ویژه ی جامدها ، ترمودینامیک آماری و طیف های اتمی توسط وی نگاشته شد . بزرگ ترین کار او ، ارایه ی معادله ی موج در سال 1926 بود . از آنجا که درآن روزگار پایتخت آلمان یکی از مراکز بزرگ و فعال علمی به شمار می رفت ، شرودینگر در سال 1927 به برلین رفت و در آن جا به عنوان جانشین ماکس پلانک مشغول به کار شد .

در سال 1933 شرودینگر به طور مشترک با پل دیراک جایزه ی نوبل فیزیک را دریافت کند . با افزایش روز افزون قدرت هیتلر ، شرودینگر بر آن شد که آلمان را ترک کند اروین شرودینگر. او ابتدا به انگلیس رفت و چندی نیز به عضویت در دانشگاه آکسفورد در آمد . پس از آن راه ایتالیا را پیش گرفت ، اما پس از اقامتی کوتاه به دوبلین پایتخت ایرلند جنوبی رفت و درآن جا مدیرت بخش فیزیک را در انجمنی که به تازگی برای پژهش های پیشرفته دایر شده بود به عهده گرفت و تا زمان بازنشستگی در دوبلین ماند . وی پس از بازنشستگی به وین بازگشت و در ژانویه ی سال 1961 پس از یک بیماری طولانی در سن 73 سالگی چشم از جهان فرو بست .

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

هنری موزلی 

موضوع: با شیمیدان ها دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 20:7

 

هنری موزلی

این دانشمند انگلیسی در 23 نوامبر سال 1887 زاده شد . از ابتدا کودکی آثار هوش و ذکاوت از رفتار و گفتارش هویدا بود و هم به این خاطر بود که توانست در جوانی به سادگی بورس تحصیلی ورود به دانشگاه آکسفورد را از آن خود سازد .در سن 23سالگی به گروهی پیوست که در دانشگاه ویکتوریا زیر نظر ارنست رادرفورد سرگرم کارهای پژوهشی بود . موزلی مدت 2 سال را با این گروه سپری کرد و به عنوان شایسته ترین فرد این گروه شناخته شد . مطالعه گسترده او بر روی پرتو های ( X ) تولید شده از عنصر های مختلف و کشف ارتباط فرکانس پرتو های تولید شده با تعداد بارهای مثبت درون هسته ی اتم این عنصرها ، سرانجام به معرفی عدد اتمی منجر شد . این کشف ، پس از گذشت 50 سال از سازماندهی جدول تناوبی توسط مندلیف به وقوع پیوست . سبب شد که ملاک چیده شدن عنصرها در این جدول از جرم اتمی به عدد اتمی تغییر یابد . هنری موزلی

به نظر می رسید که هیچ کس به اندازه ی موزلی شایسته دریافت جایزه ی نوبل شیمی در سال 1916 نباشد . اما افسوس که تقدیر به گونه ای دیگر حکم راند و با آغاز نخستین جنگ جهانی ، موزلی به عنوان یکی از اعضای بخش مهندسی ارتش با در جه ی ستوانی راهی میدان جنگ شد . 13 ژوئن سال 1915 فرارسید و هنوز یک سال از آغاز جنگ نگذشته بود که موزلی در منطقه ی گالیپولی واقع در ترکیه در حالی که مشغول مخابره ی فرمانی بود ، به ناگاه گلوله ای به سرش برخورد کرد و به عمر کوتاه اما سرشار از افتخارش پایان داد .

 

این هم نتیجه ی اشغالگری و توسعه طلبی است .

 

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

آووگادرو 

موضوع: با شیمیدان ها یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 9:52

 

آووگادرو

عدد آووگادرودر علم شیمی بسیار مهم و معروف می باشد . اکثر افرادی که در رشته علوم تجربی تحصیل می کنند  ویا شیمی و فیزیک را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند با این عدد آشنایی دارند . این عدد برای شیمیدان ها اهمیت زیادی دارد . آیا می دانید این عدد از کجا آمده و تاریخچه اش چیست ؟ برای اطلاعات بیشتر این مقاله را مطالعه کنید .

زندگی یک شیمیدان  آووگادرو

لورنزو رومانو کارلو آووگادرو در نهم آگوست سال 1776 میلادی در تورین ایتالیا در یک خانواده مشهور و تحصیل کرده چشم به جهان گشود . پدرش کنت فیلیپو آووگادرو وکیلی برجسته وکارمند عالی رتبه دربار بود . اودر سال 1799 وقتی حکومت ، تحت سلطه فرانسه در آمد به مقام ریاست مجلس منصوب شد .

مادر آمادئو آناماریا ورسلونه نیز به تدریس بچه های نجبا و درباریان می پرداخت . آمادئو در ابتدا تحت تحت تعلیم والدین خود به ویژه مادرش در خانه بود و به دلیل هوش سرشار و استعداد فوق العاده اش به سرعت دوران ابتدایی را به پایان رسانید ، او پس از امتحانات نهایی ، از مدرسه اش در تورین مدرک خود را گرفت . دوره متوسطه را هم در دبیرستان اشراف ایتالیا با نمرات عالی به پایان رساند .

خانواده وی بسیار مذهبی و متعصب به دین کاتولیک بودند و رسم در این خانواده به صورتی بود که فرزند باید راه پدر را ادامه دهد از این رو آمادئو نیز به پیشه قضاوت و وکالت روی آورد و در سال 1796 در حالی که فقط 20 سال داشت توانست در رشته حقوق با نمرات ممتاز از دانشگاه سنت لویی فارغ التحصیل شود . چهار سال بعد نیز مدرک دکترای خود را در رشته قانون های کلیسا گرفت و شروع به کار عملی در حقوق کرد .

در سال 1801 منشی دربار شد و درآمد خوبی کسب کرد . علی رغم موفقیت در رشته حقوق و قضاوت ، او به رشته علوم تجربی روی آورد و به فلسفه طبیعی هم علاقه نشان داد به این ترتیب خودش بدون معلم به تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک پرداخت . اولین تحقیقات خود را در این زمینه در سال 1803 به کمک برادرش فلیک که یک فیزیکدان بود ، به طور علمی ارائه داد .

آمادئو در دانشگاه تورین به تدریس در رشته علوم فلسفی طبیعی پرداخت و استاد رسمی کالج ورچلی شد و سرانجام در سال 1820 اولین کرسی فیزیک و ریاضی را در شهر تورین از آن خود کرد و استاد فیزیک این دانشگاه شد . مدتی درگیر مسائل سیاسی شد و به همین دلیل به مدت یک سال از کرسی استادی کنار رفت .

فرضیه آووگادرو

آمادئو نظریه گیلو ساک را درباره گازها بررسی و مورد آزمایش قرار داد نشان داد که حجم های برابر از گازهای مختلف در دما و فشار ثابت دارای تعداد مولکول های برابر هستند که این فرضیه یا قانون هم اکنون قانون آووگادرو و نامیده می شود.  او در سال 1811 این فرضیه را بیان کرد . از آن زمان به بعد تعداد واحد ها در یک مول به افتخار آمادئو آووگادرو نامیده می شود . او اولین کسی بود که حالت گازها را برحسب تعداد مولکول های واکنش دهنده توجیه کرد . او برای اولین بار تفاوتی میان اتم و مولکول قائل شد و واژه مولکول را وارد واژگان شیمی کرد .

عدد آووگادرو با نماد N یا NA نمایش داده می شود . ناگفته نماند که آووگادرو ، نظریه های زیادی در علم شیمی داشته که توسط افراد سود جو در آن زمان به دست فراموشی سپرده شده و یا به نام دیگر افراد به ثبت رسیده است . دیدگاه های آمادئو آنقدر واضح و شیوا بود که شیمیدان ها را شیفته خود ساخت . او در سال 1850 در سن 74 سالگی خود را از مقام استادی دانشگاه باز نشسته کرد تا به تحقیقات بیشتری در رشته شیمی و فیزیک بپردازد .

آوگادرو اولین کسی بود که حالت گازها را برحسب تعداد مولکولهای واکنش دهنده توجیه کرد .

زندگی شخصی

آمادئو همیشه مورد توجه پدرش بود . او به والدینش احترام خاصی می گذاشت و در صدد کسب رضایت آنها بود . او با فلیشیتبا مازه دانشجوی دانشگاه تورین ازدواج کرد و ثمره این ازدواج شش فرزند بود . او مردی خانواده دوست بود و برای آسایش و رفاه آنان تلاش زیادی می کرد . از ویژگی های بارز آن باید اشاره داشت که وی بسیار گوشه گیر و منزوی بود و کمتر در جمع دوستان و آشنایان و مهمانی ها حاضر می شد و همیشه کار را بهانه می کرد . آمادئو در جولای 1856 در سن 80 سالگی در زادگاهش چشم از جهان فرو بست . او تا آخرین لحظات عمر خود دست از کار و تحقیق در زمینه علم فیزیک و شیمی بر نداشت .

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

سلوی ارنست 

موضوع: با شیمیدان ها پنجشنبه ششم دی 1386 17:42

سلوی ، ارنست ( 1922 – 1838 م )                                             ارنست

شیمیدان صنعتی بلژیکی . وی از کودکی از نظر بدنی رنجور و ناتوان بود. از این رو نتوانست پیوسته تحصیل کند. پدر او یک موسسه شیمیایی پالایش نمک را اداره می کرد و همین موضوع او را رفته رفته به صنایع شیمیایی علاقه مند کرد. وی نخستین بار در 1869 یک روش مقرون به صرفه برای تولید انبوه کربنات سدیم کشف کرد.

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

مارکوف نیکوف  

موضوع: با شیمیدان ها سه شنبه چهارم دی 1386 16:15

مارکوف نیکوف، ولادیمیر واسیلیف ( 1904 - 1838 م )مارکوف نیکوف

شیمیدان روسی، استاد شیمی دانشگاه مسکو بود. بخش بزرگی از تلاش وی صرف پژوهش در منابع طبیعی به ویژه نفت و جستجوی راههای تأمین رفاه مردم کشورش شد. او اثرهای متقابل مولکولها را بر یکدیگر در محلول بررسی کرد و به نظامهایی رسید. وی در 33 سالگی قاعده ای در مورد تعیین فرآورده اصلی واکنشهای افزایشی آلکنها پیشنهاد کرد.

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

لوویس گیلبرت نیوتن 

موضوع: با شیمیدان ها دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 22:5

لوویس، گیلبرت نیوتن ( 1946 – 1875 م )لوویس

شیمی فیزیکدان آمریکایی . وی بیشتر دوران زندگی خود را به مطالعه ساختار مولکولها و رابطه انرژی و تغییرهای شیمیایی ( ترمودینامیک ) پرداخت . او شیمیدانها را به یادگیری علم ترمودینامیک تشویق می کرد تا جایی که در آمریکا ، اصول ترمودینامیک را جزو برنامه درسی مدارس عالی قرار داد. وی در سال 1938 نظریه اسیدها و بازهای خود را ارائه کرد.

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

با شیمیدان ها 

موضوع: با شیمیدان ها جمعه بیست و سوم شهریور 1386 18:57

 

دیمیتری اوانوویچ مندلیف (Mandaliev)

دیمیتری اوانوویچ مندلیف (Mandaliev) ، زیر و رو کننده علم شیمی و فرزند یکی از مدیران مدرسه محلی ، در ۷ فوریه ۱۸۳۴ در شهر توبولسک واقع در روسیه متولد شد.
 
وی در سال ۱۸۶۹ دکتر علوم و استاد شیمی دانشگاه شد و در همین سال ازدواج کرد. در این هنگام ، فقط ۶۳ عنصر از نظر شیمیدانها شناخته شده بود.

مندلیف در این فکر بود که خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر ، تابعی از جرم اتمی آنهاست. بدون قانون تناوبی نه پیش بینی خواص عناصر ناشناخته میسر بود و نه به فقدان یا غیبت برخی از عناصر می‌شد پی برد. کشف عناصر ، منوط به مشاهده و بررسی بود. بنابراین تنها یاری بخت ، مداومت و یا پیش داوری ، منجر به کشف عناصر جدید می‌شد.

قانون تناوبی ، راه جدیدی در این زمینه گشود. منظور مندلیف از این جمله‌ها آن بود که در سیر تاریخی شیمیایی ، زمان حدس زدن وجود عناصر و پیشگویی خواص مهمشان فرا رسیده است. جدول تناوبی ، پایه‌ ای برای این کار شد. حتی ساخت این جدول نشان می‌داد که در چه جاهایی مکان خالی باقی می‌ماند که باید بعدا” اشغال شود.

با آگاهی از خواص عناصر موجود در جوار این مکانهای خالی ، می‌شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمین زد و چند مشخصه مقداری آنها (جرمهای اتمی، چگالی ، نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها) را به کمک نتیجه گیری‌های منطقی و چند محاسبه ریاضی ساده ، تعیین کرد. این مطالب نیاز به تبحر کافی در شیمی داشت. مندلیف از این تبحر برخوردار بود که با ترکیب آن ، با تلاش علمی و اعتقاد به قانون تناوبی توانست پیشگوهای درخشانی درباره وجود و خواص چندین عنصر جدید را ارایه دهد. بنابراین مطابق با این فکر ، جدولی درست کرد و ۶۳ عنصر شناخته شده را به ترتیب جرم اتمیشان در جدول قرار داد.

مندلیف در این فکر بود که خواص فیزیکی و شیمیایی عناصر ، تابعی از جرم اتمی آنهاست. بدون قانون تناوبی نه پیش بینی خواص عناصر ناشناخته میسر بود و نه به فقدان یا غیبت برخی از عناصر می‌شد پی برد. کشف عناصر ، منوط به مشاهده و بررسی بود. بنابراین تنها یاری بخت ، مداومت و یا پیش داوری ، منجر به کشف عناصر جدید می‌شد.

قانون تناوبی ، راه جدیدی در این زمینه گشود. منظور مندلیف از این جمله‌ها آن بود که در سیر تاریخی شیمیایی ، زمان حدس زدن وجود عناصر و پیشگویی خواص مهمشان فرا رسیده است. جدول تناوبی ، پایه‌ ای برای این کار شد. حتی ساخت این جدول نشان می‌داد که در چه جاهایی مکان خالی باقی می‌ماند که باید بعدا” اشغال شود.

با آگاهی از خواص عناصر موجود در جوار این مکانهای خالی ، می‌شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمین زد و چند مشخصه مقداری آنها (جرمهای اتمی، چگالی ، نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها) را به کمک نتیجه گیری‌های منطقی و چند محاسبه ریاضی ساده ، تعیین کرد. این مطالب نیاز به تبحر کافی در شیمی داشت. مندلیف از این تبحر برخوردار بود که با ترکیب آن ، با تلاش علمی و اعتقاد به قانون تناوبی توانست پیشگوهای درخشانی درباره وجود و خواص چندین عنصر جدید را ارایه دهد. بنابراین مطابق با این فکر ، جدولی درست کرد و ۶۳ عنصر شناخته شده را به ترتیب جرم اتمیشان در جدول قرار داد.

تعداد عناصر در سطرهای جدول یکی نبود، مثلاٌ سطر پنجم ۳۲ عنصر داشت، در حالی‌که سطر ششم فقط شامل ۶ عنصر بود. ولی عناصری که خواص آنها شبیه هم بود، در این جدول نزدیک هم قرار داشتند و بدین علت مقداری از خانه‌های خالی ، متعلق به عناصری است که تا آن زمان شاخته نشده بود. وی این نتیجه را در سال ۱۸۶۹ به جامعه شیمی روسیه تقدیم کرد.

جدول مندلیف که پیش بینی وجود ۹۲ عنصر را می‌نمود، جز “لوتر مایز” که یک سال بعد از مندلیف ، جدولی مشابه با جدول مندلیف انتشار داده بود، طرفداری نداشت.

مندلیف

پیش‌بینی‌های عجیب مندلیف ، زمان درازی به صورت مثلهای موجود در همه کتابهای شیمی در آمده بود و کمتر کتاب شیمی وجود دارد که در آن ، از اکاآلومینیوم و اکابور و اکاسیلیسیم یاد نشده باشد که بعدها پس از کشف به نامهای گالیوم، سکاندیوم و ژرمانیوم نامیده شدند. در میان سه عنصری که مندلیف پیش بینی کرده بود اکاسیلیسیوم بعد از سایرین کشف شد(۱۸۸۷) و کشف آن بیش از کشف دو عنصر دیگر ، مرهون یاری بخت و تصادف مساعد بود.

در واقع ، کشف گالیوم توسط “بوابودران” (۱۸۷۵) مستقیماٌ توسط روشهای طیف سنجی‌اش بود و جداکردن سکاندیوم توسط “نیلسون” و “کلو” (۱۸۷۹) مربوط به بررسی دقیق خاکهای نادر بود که در آن زمان اوج گرفته بود. اندک اندک همه پیش‌گویی‌های مندلیف تحقق یافتند. آخرین تایید در مورد وزن مخصوص سکاندیوم فلزی بود.

در سال ۱۹۳۷ ، “فیشر” شیمیدان آلمانی ، موق به تهیه سکاندیوم با درجه خلوص ۹۸% شد. وزن مخصوص آن ، ۳ گرم بر سانتی‌متر مکعب بود. این دقیقاٌ همان رقمی است که مندلیف پیش‌بینی کرده بود. در پاییز سال ۱۸۷۹ “انگلس” کتاب جامعی بدست آورد که نویسندگانش “روسکو” و “شورلمر” بودند. در آن کتاب ، برای نخستین بار به پیشگویی آلومینیوم توسط مندلیف و کشفش تحت تاثیر نام گالیوم اشاره شده بود.

در مقاله ای که بعدها انگلس در کتابی هم نقل کرده است، اشاره به مطلب آن کتاب شیمی شده است و نتیجه گرفته است که: « مندلیف با به کار بردن ناخودآگاه قانون تبدیل کمیت به کیفیت هگل ، واقیعت علمی را تحقق بخشید که از نظر تهور ، فقط قابل قیاس با کار “لوریه” در محاسبه مدار سیاره ناشناخته نپتون بوده است. »

علاوه بر آنچه گفته شد، با اکتشاف آرگون در سال ۱۸۹۴ و هلیوم و اینکه جدول مندلیف وجود نیون و کریپتون و گزنون را پیش‌بینی نمود، جدول مندلیف شهرت عجیب و فوق‌العاده ای کسب نمود. در آن سالها بود که تمامی آکادمی‌های کشورهای جهان (غیر از مملکت خویش) او را به عضویت دعوت نمودند.

مندلیف دو دوم فوریه ۱۹۰۷ در ۷۳ سالگی در گذشت. به طوری که می‌دانیم، از هنگامی که جدول مندلیف بوجود آمد، خانه‌های خالی آن ، یکی پس از دیگری با کشف عناصر پر می‌شد و آخرین خانه خالی جدول ، در سال ۱۹۳۸ با کشف آکتنیوم در پاریس پر شد.

جدول مندلیف

مندلیف و لوتار میردر موردخواص عنصرهاو ارتباط انها بررسی های دقیق تری انجام دادندودر سال 1869م به این نتیجه رسیدند که خواص عنصرها تابعی تناوبی از جرم انهاست.به این معنا که اگر عنصرها را به ترتیب افزایش جرم اتمی مرتب شوند نوعی تناوب در انها اشکار میگرددوپس ازتعداد معینی از عنصرها عنصرهایی با خواص مشابه خواص پیشین تکرار می شوند

مندلیف در سال 1869 بر پایه ی قانون تناوب جدولی از 63عنصر شناخته شده ی زمان خود منتشر کرد .در فاصله ی بین سالهای 1869 تا 1871م مندلیف هم مانند لوتار میر با بررسی خواص عنصرها و ترکیب های انها متوجه شد که تغییرهای خواص شیمیایی عنصرها مانند خواص فیزیکی انها نسبت به جرم اتمی روند تناوبی دارد.از این رو جدول جدیدی در 8 ستون و12سطر تنظیم کرد.او با توجه به نارسایی های جدول نیو لندز ولوتار میر و حتی جدول قبلی خود جدولی تقریبابدون نقص ارایه دادکه فراگیر وماندنی شد.

شاهکارهای مندلیف در ساخت شهرک عناصر :

روابط همسایگی :دانشمندان پیش از مندلیف در طبقه بندی عناصر هر یک را جداگانه و بدون وابستگی به سایر عناصر در نظر می گرفتند. اما مندلیف خاصیتی را کشف کرد که روابط بین عنصرها را به درستی نشان میدادو ان را پایه تنظیم عناصر قرار داد.
وسواس وی: او برخی از عناصر را دوباره بررسی کرد تا هر نوع ایرادی را که به نادرست بودن جرم اتمی از بین ببرد.در برخی موارد به حکم ضرورت اصل تشابه خواص در گروهها را بر قاعده افزایش جرم اتمی مقدم شمرد.
واحدهای خالی: در برخی موارد در جدول جای خالی منظور کردیعنی هر جا که بر حسب افزایش جرم اتمی عناصر باید در زیر عنصر دیگری جای می گرفت که در خواص به ان شباهتی نداشت ان مکان را خالی می گذاشتو ان عنصر را در جایی که تشابه خواص رعایت میشد جای داد.این خود به پیش بینی تعدادی ا زعنصرهای ناشناخته منتهی شد.
.
استقبال از ساکنان بعدی:مندلیف با توجه به موقعیت عنصرهای کشف نشده و با بهره گیری از طبقه بندی دوبرایزتوانستخواص انها را پیش بینی کند.برای نمونه مندلیف در جدولی که در سال 1869 تنظیم کرده بودمس و نقره وطلا را مانند فلزی قلیایی در ستون نخست جا داده بود اما کمی بعد عناصر این ستون را به دو گروه اصلی و فرعی تقسیم کرد.سپس دوره های نخست و دوم و سوم هر یک شامل یک سطر و هر یک از دوره های چهارم به بعد شامل دو سطر شده وبه ترتیب از دوره های چهارم به بعد دو خانه اول وشش خانه اخر از سطر دوم مربوط به عناصر اصلی ان دوره و هشت خانه باقی مانده ی سطر اول و دو خانه اول سطر دوم مربوط به عناصر فرعی بود.

ساخت واحد مسکونی هشتم:مندلیف با توجه به این که عناصراهن وکبالت ونیکل وروتینیم ورودیم وپالادیم واسمیم وایریدیم وپلاتینخواص نسبتا با یکدیگر دارند این عناصر را در سه ردیف سه تایی و در ستون جداگانه ای جای دادو به جدول پیشین خود گروه هشتم ا هم افزود. در ان زمان گازهای نجیب شناخته نشده بوداز این رودر متن جدول اصلی مندلیف جایی برای این عناصر پیش بینی نشد. پس از ان رامسی و رایله در سال 1894 گاز ارگون را کشف کردند و تا سا ل 1908 م گازهای نجیب دیگرکشف شد و ظرفیت شیمیایی انها 0 در نظر گرفته شدو به گازهای بی اثر شهرت یافتند.

اسانسور مندلیفبه سوی اسمان شیمی :جدول مندلیف در تنظیم و پایدار کردن جرم اتمی بسیاری از موارد مندلیفنادرست بودن جرم اتمی برخی از عناصر را ثابت و برخی دیگر را درست کرد .جدول تناوبی نه تنها به کشف عنصرهای ناشناخته کمک کرد بلکه در گسترش و کامل کردن نظریه ی اتمی نقش بزرگی بر عهده داشت و سبب اسان شدن بررسی عناصر و ترکیب های انها شد.



مجتمع نیمه تمام :

جدول تناوبی با نارسایی هایی همراه بود که عبارتند از :
1 - جای هیدروژن در جدول بطور دقیق مشخص نبود .گاهی ان را بالا ی گروه فلزهای قلیایی و گاهی بالای گروه های گروه هالوژن ها جا می داد.
2 - در نیکل و کبالت که جرم اتمی نزدیک به هم دارند خواص شیمیایی متفاوت است و با پایه قانون تناوبی ناسازگاری دارد.
3 - کبالت را پیش از نیکل و همچنین تلور را پیش از ید جای داد که با ترتیب صعودی جرم اتمی هم خوانی نداشت .با پیش رفت پژوهش ها و با کشف پرتوایکس و عنصرهاو بررسی دقیق طیف انها عدد اتمی کشف و اشکار شد و عناصر بر حسب افزایش عدد اتمی مرتب و نار سایی های جزیی موجود در جدول مندلیف از بین رفت .زیرا تغییرات خواص عناصر نسبت به عدد اتمی از نظم بیشتری برخوردارست تا جرم اتمی انها .
4 - سال پس از نشر جدول مندلیف بوابو در ات به روش طیف نگاری اکا الومینیوم را کشف کرد و گالیم نامید و 4 سال بعد نیلسون اکا بور را کشف کرد و اسکاندیم نامید و هفت سال بعد ونیکلر هم اکا سیلسیم را از راه تجربه طیفی کشف کرد و ان را ژرمانیم نامید.



تغییرات خواص عناصر در دوره ها و گروههای جدول:


 1 - تغییرات شعاع اتمی :در هر گروه با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی افزایش می یابد ودر هر دوره با افزایش عدد اتمی شعاع اتمی به تدریج کوچکتر می گردد.
2 - تغییرات شعاع یونی :شعاع یون کاتیون هر فلز از شعاع اتمی ان کوچکتر و شعاع هر نا فلز از شعاع اتمی ان بزرگتر است.به طور کلی تغییرهای شعاع یونی همان روند تغییرات شعاع اتمی است.
3 - تغییرات انرژی یونش: در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی یونش افزایش
می یابد و در هر گروه با افزایش لایه های الکترونی انرژی یونش کاهش می یابد.
4 - تغییرات الکترون خواهی :در هر دوره با افزایش عدد اتمی انرژی الکترونخواهی افزایش می یابدودر هر گروه با افزایش عدد اتمی اصولا انرژی الکترون خواهی از بالا به پایین کم می شود .
5 - تغییرات الکترونگاتیوی:در هر دوره به علت افزایش نسبتا زیا د شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر کم میشود و در هر دوره به علت کاهش شعاع اتمی الکترونگاتیوی عناصر افزایش می یابد .
6 - تغییرتعدادالکترونهای لایه ظرفیتوعدد اکسایش:در هر دوره از عنصری به عنصر دیگریک واحد به تعداد الکترون ها ی ظرفیت افزوده میشود و تعداد این الکترونها و عدد اکسایش در عنصرهای هر گروه با هم برابرند.
7 - تغییرات پتانسیل الکترودی :در ازای هردوره با افزایش عدد اتمی توانایی کاهندگی عنصرها کاهش می یابد و توانایی اکسیدکنندگی انها افزایش می یابد .از این روفلزهایی که در سمت چپ دوره ها جای دارندخاصیت کاهندگی ونا فلزهایی که در سمت راست دوره ها جای دارندتوانایی اکسید کنندگی دارند.در موردعناصر یک گروه توانایی اکسید –کنندگی با افزایش عدد اتمی وپتانسیل کاهش می یابد.
 8 -  تغییرات توانایی بازی هیدروکسید:توانایی بازی هیدروکسیدعناصر در گروهها ازبالا به پایین افزایش می یابد اما در دوره از سمت چپ به راست رو به کاهش است.
9 - تغییرات دما وذوب یا جو ش:در هر دوره دمای ذوب و جوش تا اندازه ای به طورتناوبی تغییر می کند ولی این روندمنظم نیست و در موردعناصرگروهها نیز روندواحدی وجود ندارد.

 

منبع :http://shalamshoorba.blogfa.com

 

 

نوشته شده توسط هادی کسائی | لینک ثابت |

ساعت آسیلتاش 

style="BORDER: #E1EAF5 2px solid; width:400px;HEIGHT: 120px" name=Plinknet marginWidth=1 marginHeight=1 src="http://plinknet.mihanblog.com" frameBorder=0 width=420 scrolling=yes>

ازبازدید شما متشکریم.

About
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network > Hadi Kassaei kivi