|
بیماری و مرض یکی از عواقب وخیم عیش و عشرت می باشد. |
Delays are the interest paid for pleasure. |
|
دهل را کاندرون زندان باد است ، به گردون می رود فریادش از پوست. |
Empty vessels make the greatest sound. |
|
آن روا دارد که گر برتو رود بپسندی. |
Do as you would be done by . |
|
سحر خیز باش تا کامروا باشی. |
Early to bed and early to rise ,k it makes the man healthy , wealthy and wise. |
|
افتخار را با تواضع و فقر را با صبر برگزار کن. |
Entertain honor with humility , and poverty with patience. |
|
هر کسی را لاجرم روز خوشی است. |
Every dog has his day. |
|
هر کس مهندس بخت و اقبال خود است. |
Every man is the architect of his own fortune. |
|
هر کفش به اندازه هر پایی نیست. |
Every shoe fits not every foot. |
|
مثال بهتر از قواعد تعلیم می دهد. |
Example teaches more than precept. |
|
هر چیزی به جای خویش نیکوست. |
Every thing is good in its season. |
|
رقم بر خود به نادانی کشیدی ، که نادان را به صحبت برگزیدی. |
Evil communication corrupts good morals. |
|
ببخش و فراموش کن. |
Forgive and forget. |
|
دشمن دانا به از نادان دوست. |
False friends are worse than open enemies. |
|
نخست لیاقت و استحقاق سپس میل و آرزو. |
First deserve than desire. |
|
بالاخره یک باراقبال درب خانۀهر شخصی را خواهد کوبید. |
Fortune knocks once at least at every man’s gate. |
|
از تو حرکت از خدا برکت. |
God helps those who help themselves. |
|
سگهایی که زیاد پارس می کنند نمی گزند. |
Great barkers are not biters. |
|
لقمۀ نان بهتر از نبودن نان است. |
Half a loaf is better than no bread. |
|
یعنی که دو بشنو و یکی بیش مگو. |
Hear twice before you speak once . |
|
او با سایۀ خود می جنگد ( از سایۀ خود می ترسد). |
He fights with his shadow . |
|
کسی زیاد عمر می کند که خوب زندگی کند . |
He lived long that lived well. |
|
اشک کباب باعث طغیان آتش است. |
He that always complains is never pitied. |
|
ماهیگیر نبایستی از خیس شدن بیم داسته باشد. |
He who would catch fish must not mind getting wet. |
|
چشمش بزرگتر از شکمش می بد (حریص و پرخور) |
His eye is bigger than his belly. |
|
امید صبحانه خوب ولی شام بد است . صبر تلخ است ولیکن بر شیرین است. |
Hope is a good breakfast, but a bad supper. |
|
عشق آتشین زود سرد می شود (تب تند زود عرق میکند). |
Hot love is soon cold. |
|
تواضع پایه و اساس تمام پاکدامنی ها است. |
Humility is the foundation of all virtues. |
|
کسی که شرم ندارد وجدان هم دارد. |
He that has no shame has no conscience. |
|
کسی که با سگها بخوابد بایستی انتظار داشته باشد با حشرات برخیزد. |
He that lies down with dogs must expect to rise with fleas. |
|
اسب تازی دو تک رود به شتاب شتر آهسته میرود شب و روز . |
He that runs fast will not run long. |
|
تخم مرغ دزد شتر دزد می شود. |
He that will steal an egg will steal on ox. |
|
خود شناس ارزش کمی برای خود قایل است. |
He who knows himself best esteems himself least. |
|
خار کن نبایستی با پای پیاده راه برود. |
He who saws brambles must not go barefoot. |
|
کسی که تمام در آمد خود را خرج می کند در شاهراه فقر و گدایی است. |
He who spends all he gets is on the highroad to beggary. |
|
کسی که می خواهد خوب درو کند باید خوب بکارد. |
He who would reap well must sow well. |
|
عاقبت تنبلی احتیاج و شرمساری است. |
Idleness is the parent of want and shame. |
|
بیکاری و تنبلی ریشه ی تمام بدبختی ها است . |
Idleness is the root of all evil. |
|
اگر ما شهوت خود را مطیع نکنیم او ما را مسخره خواهد کرد. |
If we subdue not our passions they will subdue us. |
|
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سرت بگذارد. |
If the cap fit, wear it . |